اولین سفر تربچه
1 فروردین 1393
ما و مامانی اینا و خانواده عمو و دایی راهی شمال شدیم!
من خیلی خیلی نگران بودم و حاضر بودم نرم و امسال عید رو خونه بمونم اونم فقط و فقط بخاطر جوجه کیان!
خوب پسر کوچولوی ما هنوز خیلی کوچیکه و بنظرم واسه مسافرت زوده!
اما....هی چه میشه کرد!انگاری بقیه خیلی متوجه همه چی نمیشن!
خلاصه این شد که ما هم تن به این سفر دادیم اونم با یه نی نی 36 روزه
تمام تدابیر لازم رو تا اونجا که میشدم اندیشیدیم تا کمترین اذیتی متوجه نینی جان نشه!
نمره اقا کیان 20 شد اصلا اذیتمون نکرد و اذیت هم فکر کنم نشد!
دیگه چند روزی اونجا بودیم و دید و بازدید و....
امسال رنگ و بوی عید دیدنی های ما خیلی فرق داشت و شیرین تر از همیشه بود!
دیگه کسی به من عیدی نمیداد و همه عیدی ها واسه اقا کیان بود...هههه حسود هرگز نیاسود!
اینم یه سری عکس از تربچه تو راه شمال




پایان قسمت دوم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین سفر تربچه
